مجموعة مؤلفين
157
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
بعد ، نماز مغرب را كرده مشغول روزنامه نويسى گرديديم تا سه ساعت از شب گذشته شام صرف شد [ 150 ] و مخارج يك شبه عطا و عبدالحميد را داديم و گفتيم بار نمايند كه بنه را از ملك الموت دره بگذرانيم ، آنوقت پيش بيافتيم برويم طرف طهران . انشاء الله ، بى خبر وارد مىشويم به جهت آنكه از آقايان خيلى خجالت دارم به جهت مشايعت خودم كه مرا هم سن پسرشان حساب مىنمايند و كسر شأن خودشان مىدانستند كه مشايعت نمايند ، اينها همه از ماست كه بر ماست ، اگر اين همه فروتنى نمىكردم آنها هم حد خودشان را مىدانستند كه چه نوع حركت نمايند ، انسانيت و معقوليت در اين دوره خوبى ندارد و آدم را از ميان مىبرد . از ما گذشت به قول عوام ، بلال كه اذان نگفت صبح نشد ، آخر سايرين هم سفر خواهند رفت و كار همديگر به هم خواهد افتاد ، انشاء الله تلافى خواهد شد ، امشب هم هوا ابر است گويا بارندگى نمايد ، خدا حفظ نمايد ما را ، امشب هم كه باران نخوريم . له الحمد ، تاكنون نه باران خورديم و نه برف ، بلكه بيشتر ايام از كثرت گرما ناله داشتيم . [ ورود بىخبر به تهران و پايان سفر ] روز پنج شنبه بيست و پنج ربيع الثانى : [ منزل ] طهران ، سه ساعت از شب گذشته حركت نموديم به جهت نماز صبح ، سر پل رودخانه شور رسيديم نماز كرده به كنار كوه آمديم چاى خورده ، قدرى كاه به مالها داديم ، جو صبح را هم داديم ، سوار شديم ده حسين آباد وزير دفتر آمديم . يك فنجان چاى خورده سوار شديم به قليان فروشى قريب حضرت عبدالعظيم آمديم سه ساعت و نيم به غروب مانده قدرى كاه به مالها داديم [ 151 ] و چند قليان كشيديم هوا قدرى بارندگى و بهم خوردگى داشت تا غروب بوديم بعد حركت نموديم مغرب وارد دروازه شديم يك ساعت از شب گذشته منزل رسيديم بى خبر وارد شديم ، . ولى كربلائى اسماعيل خيلى قرقرو « 1 » است به جهت آنكه چرا مژده نبرده بود ، خيلى باصفا است بى خبر وارد شدن سفرى ، به جهت آنكه سفرى و حضرى هر دو [ را ] آسوده مىكند و روز بيست و ششم ربيعالثانى وارد خراب آباد طهران شديم . [ 152 ]
--> ( 1 ) . اصل قورقورو